السيد موسى الشبيري الزنجاني

6369

كتاب النكاح ( فارسى )

نظر استاد درباره تقطيع روايت حلبى : نكته قابل توجه درباره سند اين روايت اين است كه شيخ عمده حسين بن سعيد ، ابن ابى عمير است و من حتى يك مورد به عنوان نمونه روايتى پيدا نكردم كه على بن اسماعيل ( يا احتمالا حتى غير على بن اسماعيل هم ) بين حسين بن سعيد و ابن ابى عمير واسطه شده باشد لذا ، اين روايت ، از متفردات است . احتمال مىدهم چون « عن » شبيه به « واو » نوشته مىشود و به هم تصحيف مىشود ، در اينجا عطف باشد و در حقيقت چنين باشد : « الحسين بن سعيد و على بن اسماعيل عن ابن ابى عمير » و اين روايت از كتاب حسين بن سعيد و كتاب على بن اسماعيل ميثمى تقطيع شده باشد ، زيرا همين روايت در كتاب حسين بن سعيد كه به نام نوادر احمد چاپ شده است وجود دارد ، منتها با يك زيادتى و احتمال بسيار قوى است كه از همين جا برداشته شده نه اينكه حلبى دو مرتبه به طور اجمال و تفصيل سؤال كرده باشد و با عينِ الفاظ ، سؤال و جواب واقع شده باشد . با قطع نظر از آنچه گفته شد چنان كه سابقاً عرض كرديم اين طور نيست كه حضرت يك‌دفعه ابتداءً گفته باشند « انما يرد النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل » و عادتاً اين تعبيرات به دنبال سؤال مىآيد يا خود حضرت مقدمتاً مطلبى را عنوان كرده‌اند و به دنبال آن اين را گفته است و الا بدون اينها چنين تعبيرى ابتداءً معمول نيست و مشخص است كه تقطيع شده است كه حال اين روايات را كه حلبى و غير حلبى نقل كرده‌اند را مىبينيم : « على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن حماد بن عثمان عن الحلبى عن أبى عبد الله عليه السلام قال سألته عن رجل تزوج الى قوم فاذا امرأته عوراء و لم يبينوا له قال يرد النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل . اين روايت به طريق كافى « 1 » است . تهذيب و استبصار و فقيه « 2 » نيز اين روايت را

--> ( 1 ) الفروع من الكافي ج 5 ، ص 406 . ( 2 ) - تهذيب ، ج 7 ، ص 426 ؛ استبصار ، ج 3 ، ص 247 ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 433 .